محمد على مجاهدى

161

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

خاموش محتشم ! كه از اين نظم گريه‌خيز * روى زمين به اشك جگرگون كباب شد خاموش محتشم ! كه فلك بس كه خون گريست * دريا هزار مرتبه ، گلگون حباب شد خاموش محتشم ! كه به سوز تو آفتاب * از آه سرد ماتميان ، ماهتاب شد خاموش محتشم ! كه ز ذكر غم حسين * جبريل را ، ز روى پيمبر حجاب شد تا چرخ سفله بود ، خطايى چنين نكرد * برهيچ آفريده ، جفايى چنين نكرد اى چرخ ! غافلى كه چه بيداد كرده‌اى ؟ * وز كين چها درين ستم آباد كرده‌اى بر طعنت اين بس است كه با عترت رسول * بيداد كرده خصم و ، تو امداد كرده‌اى اى زادهء زياد ! نكرده است هيچ گه * نمرود ، اين عمل كه تو شداد كرده‌اى كام يزيد داده‌اى ، از كشتن كشتن ! * بنگر كرا به قتل كه دلشاد كرده‌اى ؟ ! بهر خسى كه بار درخت شقاوت است * در باغ دين چه با گل و شمشاد كرده‌اى ؟ با دشمنان دين نتوان كرد ، آن چه تو * با مصطفى و حيدر و اولاد كرده‌اى حلقى كه سوده لعل لب خود نبى بر آن * آزرده‌اش ز خنجر بيداد كرده‌اى ترسم تو را دمى كه به محشر برآورند * از آتش تو ، دود به محشر درآورند « 1 » 14 . نظيرى نيشابورى زندگينامه محمد حسين ( نظيرى ) نيشابورى از شعراى بلند آوازهء زبان فارسى است . وى از بزرگ‌زادگان نيشابور بود و از راه تجارت امرار معاش مىكرد . وى از آغاز جوانى به سرودن شعر پرداخت و در زمان كوتاهى شهرت سخنورى او سراسر خراسان و ديگر شهرهاى ايران را فراگرفت . نظيرى در آستانهء نيمسالى از زادگاه خود بيرون آمد و چندى در كاشان و آذربايجان اقامت گزيد و سرانجام راه ديار هند را در پيش گرفت و با وجود شاعران نامدارى همانند : عرفى و

--> ( 1 ) . همان ، ص 280 تا 285 .